X
تبلیغات
نماشا
دوشنبه 29 مهر‌ماه سال 1387
قناعت

مقدمه:

با توجه به اینکه قناعت از دیر باز به دلیل توصیه انبیاء و امامان مورد سفارش صلحا و بزرگان بوده و نیز همچنین به دلیل جا افتادن فرهنگ های و خرده فرهنگ های غلط از جمله: تجمل گرایی و چشم و هم چشمی و دامن زدن برخی رسانه ها بر این موضوع بر آن شدیم که چند برگی از قناعت و ثمرات آن در زندگی روز مره بنویسیم تا شاید در فرصتی دیگر تحقیقی کاربردی و مفصل در این باره ارائه کنیم. ان شاء‌ا... .

محمد جلال توکلی خرداد 1387

قناعت

قناعت در اصطلاح به معنای بسنده کردن به قسمت خویش و خوشنود بودن آمده است.

( معارف و معاریف ج1 ص373)

قناعت در  قرآن کریم

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام - لمّا سُئلَ عن قولِهِ تعالى‏ : «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبةً» - : هِی القَناعَةُ .

امام على‏علیه السلام - در پاسخ به‏پرسش از آیه «فلنحیینّه حیاة طیّبة»*** 1 نحل ، آیه 97 . *** - : مقصود ، قناعت است .

 ( نهج البلاغة / خطب الامام علی (ع) / ج 4 / ص 51 )

جایگاه قناعت در سیره معصومین (علیهما السلام)

گذشته از تاکیدات و آیات مربوط به.... 

 

 

 

برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

مقدمه:

با توجه به اینکه قناعت از دیر باز به دلیل توصیه انبیاء و امامان مورد سفارش صلحا و بزرگان بوده و نیز همچنین به دلیل جا افتادن فرهنگ های و خرده فرهنگ های غلط از جمله: تجمل گرایی و چشم و هم چشمی و دامن زدن برخی رسانه ها بر این موضوع بر آن شدیم که چند برگی از قناعت و ثمرات آن در زندگی روز مره بنویسیم تا شاید در فرصتی دیگر تحقیقی کاربردی و مفصل در این باره ارائه کنیم. ان شاء‌ا... .

 

 

محمد جلال توکلی خرداد 1387

 

قناعت

قناعت در اصطلاح به معنای بسنده کردن به قسمت خویش و خوشنود بودن آمده است.

( معارف و معاریف ج1 ص373)

قناعت در  قرآن کریم

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام - لمّا سُئلَ عن قولِهِ تعالى‏ : «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبةً» - : هِی القَناعَةُ .

امام على‏علیه السلام - در پاسخ به‏پرسش از آیه «فلنحیینّه حیاة طیّبة»*** 1 نحل ، آیه 97 . *** - : مقصود ، قناعت است .

 ( نهج البلاغة / خطب الامام علی (ع) / ج 4 / ص 51 )

 

جایگاه قناعت در سیره معصومین (علیهما السلام)

گذشته از تاکیدات و آیات مربوط به قناعت در قرآن کریم نمود اصلی این آیات را در هیچ کجا بهتر، زیبا تر و عملی تر از سیرة معصومان ( علیهما السلام) نمی توان یافت.

جایگاه قناعت در سیره معصومین (علیهما السلام) را می توان در سیرة اقتصادی این گهر های پاک بررسی کرد.

بررسی قناعت به تنهایی در زندگی معصومین (علیهما السلام) شاید نتیجة‌مطلوب را حاصل نگرداند پس پیش از این اقدام به بررسی مقدمات این بحث می پردازیم.

در سیره اقتصادی معصومین (علیهما السلام) اصل قناعت از مکمل های اصلی بحث کار و تلاش برای روزی است. کار و تلاش در برابر واگذاری امور به خدا قرار می گیرد و بسیار مورد سفارش معصومین (علیهما السلام) بوده است. منتها اصولی برای شناخت بهتر جایگاه قناعت در زندگی معصومین ( علیهما السلام ) وجود دارند که عبارتند از:

1)      اندازه نگهداشتن در تلاش برای کسب روزی.

2)      حلال بودن در آمد.

3)      اصل قناعت (‌رضایت).

با تامل در این عناوین در می یابیم که نه تنها معصومین (علیهما السلام) تلاش برای ارتقای سطح کیفی زندگی دنیایی را مذموم نمی شماردند بلکه برای آن اهمیتی خاص قائل بوده و کاملا برنامه ریزی شده در این راه قدم برداشته اند.

هم چنین در می یابیم که قناعت مربوط به حوزه مصرف می باشد و منافاتی برای تلاش و ممانعتی برای کسب روزی ندارد.

 

قناعت باعث سکون روحی و عدم ایجاد خصلت ها و حالات مخرب دنیوی و اخروی همچون حرص و ولع و دنیا طلبی و یا حتی به قولی استرس و فشار خون و سکته و هزاران بیماری امروزی که ناشی از فشارهای روحی و روانی اند می باشد.

 

سفارشات ائمه (ع) بر قناعت

ائمه اطهار (ع) بر قناعت تآکید می ورزیدند همان گونه که بر سایر فضائل تآکید داشتند و این مهم علاوه بر کلام در رفتار ایشان نیز نمود داشته است زیرا نقش اسوه گری ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست.

حتی طی جریانی که امام صادق (ع) به غلام آزاد کرده خویش مال التجاره ای دادند که به نیابت از ایشان تجارت کند،‌ و او نیز طی جریاناتی بیش از حد معمول سود کسب کرد، امام (ع) فقط سود متعارف از این تجارت را از او پذیرفتند و مابقی را دستور نمودند تا به صاحبانش باز گردانده شود.

ویا طی قحطی ای که در دوره ای از زندگی پر برکتشان عارض شده بود با آنکه انبارها پر از آذوقه داشتند دستور توزیع آن بین مردم را دادند و به خدمتکار خویش فرمودند تا از این به بعد طبق نیاز روزانه خریدکند.

باید شرایط آن روزگار را مجسم کرد تا معنای کردار ایشان را فهمید.

حال باید دانست که قناعتی که به این حد مورد سفارش ائمه (ع) بوده است چرا چنین بوده است ؟

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام: طَلَبتُ الغِنى‏ فما وَجَدتُ إلّا بالقَناعَةِ ، علَیکُم بالقَناعَةِ تَستَغنُوا.

امام على علیه السلام : توانگرى را جوییدم و آن را جز در قناعت ، نیافتم . قانع باشید تا توانگر شوید .

 ( میزان الحکمة / ج 3 / ص 2637 )

 

پیامد ها

پیامدهای قناعت را می توان به دو بخش دنیوی و اخروی تقسیم بندی کرد، البته اینها سوای از هم و یا در موازات یکدیگر قرار ندارند بلکه هرکدام پیامدی هستند از قناعت در موضع خود.

در باب پیامد های اخروی قناعت رسول خدا (ص) می فرمایند:

v اِقنَعْ بما اُوتِیتَهُ یَخِفَّ علَیکَ الحِسابُ.

به آنچه به تو داده شده قانع باش ، تا حسابت بر تو سبک شود .

( میزان الحکمة / ج 3 / ص 2638 )

 

و یا امام صادق (ع) می فرمایند:

v مَن رَضِیَ مِن اللَّهِ‏بِالیَسیرِ مِن المَعاشِ رَضِیَ اللَّهُ مِنهُ بِالیَسیرِ مِن العَمَلِ.

کسى که به معاش (و روزى) اندک خدا خرسند باشد ، خداوند به عمل اندک او خرسند شود .

 ( اصول کافی / ج 2 / ص 138 )

در دنیایی که انواع فشارها و مشکلات روحی و روانی به تهدیدی جدی برای بقای نسل بشر تبدیل شده است و انسانها  به دنبال ذره ای آرامش امانت الهی در دستانشان را تبدیل به تلنباری از مواد شیمیایی و گیاهی و بعضا عرفانی و روحانی می گردانند، و خرسندند بی خبر از ریز نکات بنیادین .

که امام علی (ع) می فرمایند:

v مَن قَنِعَ لم یَغتَمَّ.

کسى که قانع باشد ، اندوهگین نشود .

( غرر الحکم / ج 2 / ص 616 / ح 129 )

حال ما چنان در این مرداب به دست و پا زدن گرفتاریم که حتی فرصت اندکی تفکر در باره این مسائل را نداریم، یا بهتر است بگوئیم که خود اینگونه فکر می کنیم.

امام العارفین امیر المؤمنین علی (ع) در حدیثی دیگر می فرمایند:

v مَن لم یُقنِعْهُ الیسیرُ لم یَنفَعْهُ الکَثیرُ.

کسى که مال اندک قانعش نکند ، مال بسیار سودش ندهد .

 ( بحار الانوار / ج 75 / ص 71 )

حال با همین حدیث وارد بحث عدم وجود قناعت در زندگی می شویم که واقعا اگر قناعت نباشد چه مسئله ای پیش خواهد آمد.

 

عواقب عدم قناعت

اگر کسی از عواقب نیک قناعت ( چه دنیوی و چه اخروی) آگاه باشد و در راه آن نکوشد و اهتمام نورزد جای بس سؤال دارد، حال چه از آن طرف قضیه (عواقب عدم قناعت) آگاه باشد یا خیر.

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام: أشکَرُ الناسِ أقنَعُهُم ، وأکفَرُهُم‏لِلنِّعَمِ أجشَعُهُم.

امام على علیه السلام : شاکرترین مردم ، قانع‏‌ترین آنهاست و ناسپاس‏ترین آنان از نعمتها ، حریص‌‏ترین آنها . ( الارشاد / ج1 / ص 304 )

به تصریح امام (ع) نقطه مقابل قناعت حرص است، که خود بحثی جدا دارد؛ اما عامل حرص نیز در این روایت معرفی شده است که همانا ناسپاسی و کبر است.

حال که کمی با مباحث قناعت آشنا شدیم و اهمیت و سفارشات معصومین (ع) که علل شرعی را سوای از علل عقلی بر این مباحث می افزود مطالعه کردیم، وارد راهکارهای عملی ایجاد قناعت در زندگی می شویم اما از آنجا که متاسفانه کبر به عنوان رذیلتی اخلاقی ممکن است در قلبهای مان رخنه کرده باشد و اجتماع نقیضین نیز محال است ابتدا توصیه هایی برای از بین بردن کبر در زندگی را از دیده می گزرانیم.

 

 

 

راهکار های عملی ایجاد قناعت در زندگی

زبان قاصر است از تعریف هر گاه که معصومین (ع) معرف یک وادی باشند ما نیز در اینجا تنها به آوردن برخی از احادیث راهگشا در این مورد اکتفا می کنیم:

v الإمامُ الکاظمُ علیه السلام: إنّ الزَّرعَ یَنبُتُ فی‏السَّهلِ ولا یَنبُتُ فی الصَّفا ، فکذلکَ الحِکمَةُ تَعمُرُ فی قَلبِ المُتَواضِعِ ولا تَعمُرُ فی قَلبِ المُتَکبِّرِ الجَبّارِ ؛ لِأنَّ اللَّهَ جَعَلَ التَّواضُعَ آلةَ العَقلِ ، وجَعَلَ التَّکبُّرَ مِن آلةِ الجَهلِ ، ألَم تَعلَمْ أنّ مَن شَمَخَ إلَى السَّقفِ برأسِهِ شَجَّهُ ،ومَن خَفَضَ رأسَهُ استَظَلَّ تَحتَهُ وأکَنَّهُ ؟! وکذلکَ مَن لم یَتَواضَعْ للَّهِ‏ِ خَفَضَهُ اللَّهُ ، ومَن تَواضَعَ للَّهِ‏ِ رَفَعَهُ .

امام کاظم علیه السلام : همانا زراعت ، در زمین مى‏روید و روى تخت سنگ نمى‏روید. حکمت نیز چنین است : در دل شخص فروتن مى‏روید و در دل متکبّر گردنفراز نمى‏روید ؛ زیرا که خداوند فروتنى را ابزار خرد و دانایى قرار داده و تکبّر را از ابزار نادانى . مگر نمى‏دانى که هر کس سرش را به سقف ساید ، سرش مى‏شکافد و هر که سر پایین‏گیرد در زیرسقف سایه و پناه مى‏گیرد . بدین سان نیز هر که براى خدا فروتنى نکند ، خداوند او را پست گرداند و هر که براى خدا فروتنى کند ، خداوند او را بالا برد .

 ( تحف العقول / ص 296 )

v الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: إنّ فی جَهنَّمَ لَوادِیاً لِلمُتَکبِّرِینَ یقالُ لَهُ سَقَرُ ، شَکا إلَى اللَّهِ‏عزّ و عجل شِدَّةَ حَرِّهِ وسَألَهُ أن یَأذَنَ لَهُ أن یَتَنَفَّسَ ، فَتَنَفَّسَ فَأحرَقَ جَهَنَّمَ.

امام صادق علیه السلام : در دوزخ درّه‏اى است براى متکبّران به نام «سَقَر» . این درّه از شدّت گرماى خود به خداوند عزّ و جل شکایت کرد و خواهش نمود که به وى اجازه دهد ، تا نفسى بکشد . پس نفس کشید و (از گرماى نفس خود) دوزخ را سوزاند .

 ( اصول کافی / ج 2 / ص 310 )

اما در این وادی خدا انسان را تنها نمی گزارد

v الإمامُ علیٌّ علیه السلام: لکنَّ اللَّهَ یَختَبِرُ عِبادَهُ بأنواعِ الشَّدائدِ ، ویَتَعبَّدُهُم بأنواعِ الَمجاهِدِ ، ویَبتَلیهِم بِضُروبِ المَکارِهِ ، إخراجاً للتَّکَبُّرِ مِن قُلوبِهِم ، وإسکاناً للتَّذَلُّلِ فی نُفوسِهِم ، ولِیَجعَلَ ذلکَ أبواباً فُتُحاً إلى‏ فَضلِهِ.

امام على علیه السلام : امّا خداوند بندگان خود را به انواع سختیها مى‏آزماید و با سختکوشیهاى گوناگون آنان را به عبادت و بندگى مى‏گیرد و به انواع ناملایمات و ناخوشایندیها امتحانشان مى‏کند ، تا تکبّر را از دلهایشان بیرون بَرد و افتادگى و خاکسارى را در جانهایشان بنشاند و نیز تا این آزمایشها را درهاى گشوده‌‏اى به سوى فضل (و احسان) خویش قرار دهد .

 ( شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید / ج 13/ ص 157 )

 

v و عنه علیه السلام: على‏ قَدرِ العِفَّةِ تکونُ القَناعَةُ.

قناعت ، به اندازه خویشتندارى و عزّت نفس بستگى دارد .

( عیون الحکم و المواعظ / علی بن محمد اللیثی الواسطی / ص 327 )

هر چند که در اینجا قناعت به اندازه عفت بستگی دارد ولی این به این معنی نیست که اندازه قناعت از اختیار انسان خارج است زیرا خود عفت در دست انسان است، اما راهکاری عملی تر از امام صادق (ع) به دست ما رسیده است که حسن ختام این اوراق خواهد بود ایشان می فرمایند:

v اُنظُرْ إلى‏ مَن هُودُونَکَ فی المَقدُرَةِ ولا تَنظُرْ إلى‏ مَن هو فَوقَکَ فی المَقدُرَةِ ، فإنّ ذلکَ أقنَعُ لکَ بما قُسِمَ لکَ.

به ناتوانتر از خودت ، بنگر و به توانگر از خویش ، منگر ؛ زیرا که این کار ، تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع ‌‏تر مى‏سازد .

 

 ( کافی / ج 8 / ص 244  

 

والسلام